ر شوند و پس از بازگشت با نظام حکومتی او مخالفت کنند.4 بعد از این ماجرا امام ترجیح داد که گروه‌های آموزشی از خارج به یمن بیایند، تا تحت کنترل دولت باشند.
اولین گروه‌های نظامی در سال 1940م از عراق وارد کشور شدند، رئیس این گروه “عقید اسماعیل صفرت” بود. در انقلاب 1948م بر علیه امام انقلاب کرد، این گروه در تغییر سپاه یمن سهیم بودند و تأثیر آن در زمینه بیداری سیاسی نمایان است. هرچند در اداره حکومت اصلاحاتی صورت نگرفت.5
رفتارهای تأسف‌بار امام در اداره کشور همچنان باقی بود، نظام اداری شکل خاص و اسلوب مطلق مخصوص به خود داشت، زیرا زمام همه امور به دست او بود و در همه چیز بر اساس اختیار خود دخل و تصرف می‌‌کرد. در موارد اندک با مردم مشورت می‌‌کرد. مراکز اداری و سیاسی کشور را در دست طبقه بالای جامعه (سادات و قاضیان) محدود کرده بود. همچنین مردم یمن از فقر و انواع بیماری‌هایی که رایج بود و مالیات‌های سنگینی که حکومت بر آنها واجب نموده بود، رنج می‌‌بردند. همین‌طور، امام فعالیت‌های بازرگانی را به قبیله و خانواده خود محصور کرده بود. مردم از نبود خدمات بهداشتی و آموزشی، و وسایل ارتباطی جدید، و نهادها و سازمان‌های صنعتی و مالی رنج می‌‌بردند.
امام برای تحریم یمن با جهان خارج تلاش‌های زیادی کرد، با این بینش که ارتباط یمن با جهان خارج و تأثیرپذیری‌اش از نظام و جریان‌های سیاسی، موجب به خطر افتادن مرکز حکومتش می‌‌شود، در نتیجه این سیاست اشتباه وی یمن به شهرت جهانی، از نظر عقب افتادگی رسید.
در نتیجه رقابت‌های استعماری و تمایل امام به افزایش قدرت خود، امام در دهه سی قرن بیستم مجبور به امضای یک سلسله معاهده‌های صداقت و تجارت با کشورهای عربی و اروپایی شد که به موجب آنها در سال 1945م و 1947م به اتحادیه کشورهای عربی و سازمان ملل پیوست.6
1-2-2.حرکت ملی ـ میهنی بین دو جنگ
سیاست مرتجعانه امام یحیی باعث شد که شورش‌ها و انقلاب‌های ملی ـ میهنی بر علیه حکومتش از دهه سی آغاز گردد، بویژه بعد از اینکه نیروهای او در مقابل سعودی‌ها شکست خوردند. معاهدات مرزی که با کشور سعودی و بریتانیا در سال 1934م بست. این مخالفت‌ها پس از اتمام جنگ جهانی دوم شدت یافت. وی سرانجام در سال 1948م توسط مخالفان ترور شد و حکومتش به سر رسید.7
1-3.تحولات سیاسی در یمن بعد از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ جهانی دوم امام یحیی به جوانان اجازه تحصیل در خارج از کشور را داد. لذا شماری از آنها را برای آموزش رزمی به بغداد فرستاد. این افراد هنگامی که به وطن برگشتند به عقب‌ماندگی خودشان در مقایسه با دیگر کشورها از نظر صنعت و تکنولوژی پی بردند، پس نسبت به نظام حکومتی اعتراض کردند. این افراد حزب آزادی‌خواه “احرار الیمن” تشکیل دادند. محل استقرار این گروه در عدن بود و وسایل ارتباطی در اختیار داشتند. همچنین افراد زیادی از طبقه بازرگانان که مایل به سرنگونی رژیم پادشاهی بودند از این حزب طرفداری کردند.
امام یحیی در اواخر عمر خود به اتحادیه عرب پیوست. عضو سازمان ملل متحد شد و با سایر کشورهای عرب بر علیه رژیم صهیونیسم فعالیت کرد. او همچنین از جانب رهبران قبایل قول بیعت با پسرش احمد را به عنوان ولیعهد گرفت. در این هنگام مخالفان رژیم پادشاهی (جمهوری خواهان) در یک میثاق مقدس ملی به توافق رسیدند که یک پیشوایی بر اساس قانون اساسی تحت رهبری سید عبدالله الوزیر تأسیس کنند؛ سرانجام رژیم مستبدانه امام یحیی در سال 1948 م با کودتای الوزیر با حمایت سران قبایل سرنگون گردید و امام ترور شد. این اولین کودتایی بود که پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و از سوی جهان عرب غیرقانونی اعلام شد.8
1-3-1.یمن در زمان حکومت امام احمد
امام احمد از آذار سال 1948م حاکم یمن شد. او همانند پدرش مستبدانه حکومت کرد. هیچ گونه اصلاحات سیاسی و اداری و اجتماعی به سبب ضعف سلطه‌اش در اداره کشور انجام نداد؛ بلکه سعی می‌‌کرد که یمن در همان وضعیت اولیه باقی بماند، اما این نقشه او بی‌فایده بود، زیرا دیگر سطح اطلاعات مردم بالا رفته بود و وسایل تبلیغاتی و ارتباطی برای مردم فراهم بود؛ لذا مردم بر علیه وی قیام کردند.
او بسیاری از رهبران قیام را اعدام و برای مدت زمان طولانی دیکتاتوری سهمگینی را در آنجا حکمفرما کرد، به همین سبب این حزب مدتی از فعالیت بازماند.9
1-3-2.انقلاب 1948م و 1955م.
مردم برای رهایی از نظام حکومتی و بدیها و مصیبت‌هایش، از سال 1937م شورش‌ها و اعتراض‌هایی کردند؛ حزب آزادی‌خواه (احرار الیمن) یمن در این سال تأسیس شد، و مشهورترین افراد این حزب احمد محمد نعمان و… بودند و مقر فعالیت آن‌ها در یمن بود. در سال 1948م بین فلسطین و صهیونیسم جنگ در گرفت. در هفدهم شباط نیز در صنعاء انقلاب شد. و امیر عبدالله الوزیر، و ابراهیم پسر یحیی در این انقلاب شرکت کردند.
امام یحیی در این انقلاب کشته شد؛ عبدالله الوزیر رئیس حکومت شد. اما این انقلاب شکست خورد، زیرا امام احمد قبایل پیرامون خود را گرد آورد و در 13 آذار به این حرکت پایان داد. خودش امام یمن شد و تعز را مقر دولت خود قرار داد. هفت سال از شکست انقلاب 1948م گذشت. کشورهای عربی “عراق، سوریه، لبنان، مصر، اردن و…” در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پیشرفت کردند، اما یمن در همان وضعیت پیشین باقی بود، لذا در آذار سال 1955م امیر عبدالله الوزیر بر علیه وی قیام کرد. امام احمد به قلعه “العودی” پناهنده شد، اما پسرش توانست وی را نجات بدهد و دوباره به منصب خود برگردد.10
1-3-3.کوشش‌های اصلاح طلبانه
پس از شکست انقلاب در سال 1955م حاکم یمن تصمیم گرفت که شیوه سیاستمداری اش را تغییر دهد، لذا ابتدا فعالیت خود را در زمینه بین‌المللی آغاز کرد. سپس به تحریم کشور پایان داد. او همچنین برای ساخت جاده‌ای در صنعاء با چینی‌ها یک قرارداد را امضاء کرد، در ژانویه 1951م به منظور توسعه و عمران با انگلیس و فرانسه و آمریکا وارد مذاکره شد و در این راستا موفق شد؛ زیرا توانست از دولت‌های یاد شده کمک‌های فنی را دریافت نماید و همزمان با ایجاد این تحولات در کشور، با کشورهای خارجی از جمله آمریکا و انگلستان و مصر روابط سیاسی برقرار کرد. در فوریه 1958م ولیعهد کشور با هدف تأسیس فدراسیونی با مصر به قاهره سفر کرد. با خواسته وی موافقت شد، فدراسیون مزبور به نام “دولت‌های متحده عربی” نامگذاری شد؛ همچنین در آن تصویب شد که از سیاست خارجی و خط مشی دفاعی مشترکی پیروی کنند و در مرحله بعدی، سیاست گمرکی و پول واحد به مورد اجرا درآید؛ اما هیچ اقدام مثبتی در این زمینه‌های یاد شده به عمل نیامد، و دو سال بعد در دسامبر 1961م، مصر فدراسیون را منحل کرد.
در شمال کشور از آغاز دهه 60 انجمن‌ها و نهادهای سیاسی تأسیس شد که به مخالفان دولت امام احمد پیوستند از جمله این نهادها، نهاد افسران آزادی‌خواه (الضباط الأحوار) بودند و عبدالله المغنی، و عبدالله الجزیلات رهبران آن بودند. این حزب در سال 1961م در صنعاء تأسیس شد، و با دیگر احزاب مدرسه رزمی صنعاء ارتباط گسترده‌ای داشت. هدف این احزاب از همان ابتدا، بر پایه از بین بردن نظام حکومتی در شمال کشور، برپایی نظام جمهوری و ساختن آینده‌ای برتر بر اساس روابط اجتماعی جدید، آزادی جنوب یمن (محمیات)، و تأکید بر حق مردم برای ایجاد یک دولت کامل استوار بود.11
1-3-4.اوضاع سیاسی و اجتماعی در شمال یمن
مردم یمن در این بخش کشور شاهد درگیری و تحولات عظیمی بودند، از یک طرف درگیری ترک‌ها (که به واسطه نیروی نظامی بر بزرگترین بخش شمالی سیطره یافته بودند) و از طرف دیگر نیروهای مقاومت و پایداری کشور به رهبری امام یحیی حمیدالدین که تنها نیروی سیاسی و نظامی یمن در آن زمان بود؛ تا اینکه سرانجام جنگ جهانی اول اتفاق افتاد و دولت عثمانی در این جنگ خسارت زیادی دید، لذا بعد از پایان جنگ جهانی اول تسلیم شد و به موجب آن از یمن بیرون رفت.
پس از اینکه ترک‌ها به کنار رفتند، امام یحیی به راحتی توانست بر همه کشور “بخش شمالی” سیطره یابد. به گونه‌ای که امام به خاطر استقرار حکومتش از آغاز سال 1918م تلاش کرد ترک‌ها را به دورافتاده‌ترین مناطق کشور انتقال دهد. او همچنین مالیات‌های سنگینی را بر مردم واجب کرد و آنها را به انجام کارهای ناشایست واداشت، و سیاست گروگان‌گیری فرزندان سران قبایل را به خاطر ترس از سرکشی آنها در کشور رواج داد، زیرا فکر می‌‌کرد با وجود این سیاست‌ها کسی قادر نیست که به حکومتش پایان دهد. بیش از حد بر مردم ظلم و ستم می‌‌کرد و تجارت را بسیار محدود کرده بود و آموزش در همان شکل ابتدایی باقی مانده بود؛ اوضاع کشور از لحاظ آموزشی ـ فرهنگی بسیار عقب افتاده بود. مردم در مساجد درس می‌‌خواندند و بیشتر روستائیان از شدت بی‌سوادی رنج می‌‌بردند.
امام یحیی و پسرش امام احمد گمان می‌‌کردند که اگر مردم را در فقر و محرومیت نگه دارند و نیروهای مخالف با حکومتشان را از بین ببرند با وجود این سیاست‌ها، کسی نمی‌تواند به حکومتشان پایان دهد. همانگونه که افراد جامعه را بر اساس ملیت‌ها و نژاد و رگ و ریشه طبقه‌بندی کردند. در نتیجه این سیاست اشتباه آنها، منجر به سرکشی و تظاهرات و انقلاب‌هایی شد که نتیجه‌اش انقلاب 26 سپتامبر 1962 م بود.12
جامعه قبل از انقلاب 1962م بر اساس تقسیم‌بندی زیر بوده است:
الف)- سادات: به آن گروه اجتماعی‌ای اطلاق می‌‌شد که مهمترین پست‌های دولتی به آنها اختصاص داشت و ادعا می‌‌کردند که نسبشان به امام علی( می‌‌رسد، لذا به سبب نسبشان، حق تملک دینی و مذهبی را دارا بودند؛ این گروه توانستند برای زمان طولانی بر مردم یمن حکومت کنند و از امتیازات ویژه آن برخوردار شوند.
ب)- قضاه: این افراد به شیوه قاضیان در دولت امامی کار می‌‌کردند، به واسطه حرفه شان موقعیت اجتماعی خوبی کسب کرده بودند، که به موجب آن با دیگر افراد جامعه فرق داشتند. این حرفه به عنوان یک ارث برای فرزندانشان نیز باقی می‌‌ماند؛ اما نسبت به سادات یک درجه پایین‌تر بودند. این سیاست امامیه باعث افشای فقر و جهل و بیماری‌های گوناگون شده بود.
ج)- بازرگانان: این طبقه اجتماعی از هر گونه امتیازات سیاسی محروم شده بودند، و افرادشان در شهرهای بزرگی همچون صنعاء و تعز و حدیده متمرکز شده بودند و قاعده و قانون صنعتی و تجاری خاصی برای آنها وجود نداشت، لذا فعالیت آنها به خرید کالاهای ضروری از شهرهای ساحلی و فروش آنها در داخل کشور و همچنین بازار فراورده‌های کشاورزی مانند پنبه و قهوه در داخل و خارج کشور محدود شده بود؛ در نتیجه قید و بندهای زیادی که نظام حکومتی برای این افراد قرار داده بود، نظام تجاری رشد نکرد و همواره وضعیت بازار در مضیقه و تنگنا بود، و اقتصاد پایه‌های درآمد خود را از این بازار تأمین می‌‌کرد، همانگونه که نقش تاجران قدیم در داخل کشور به وارد کردن کالاهای مورد نیاز حاکمان محدود شده بود.
همین سیاست‌های بازدارنده باعث شد که آنها در رشد و توسعه نقش نداشته باشند. این همان چیزی است که تاجران مهجر را واداشت که عدن را پایگاه و مقر اصلی انقلاب و قیام بر علیه نظام حکومتی آن زمان قرار دهند. افرادی که از قدرت و سیاست امام یحیی فرار کرده بودند برای برپایی انقلاب، از نیمه دوم قرن بیستم فعالیت‌های زیادی کردند.
د). قبایل: این افراد ساکنان مناطق شمالی و شمال شرقی یمن بودند که برای گذراندن امورات زندگی به زراعت فصلی متکی بودند. قبایل در زمان حکومت امامیه (1918 – 1962م) برای انجام عملیات زد و خورد در مناطق کشاوری نقش مثبتی نداشتند، در مناطق شرقی وحدت‌های قبیله‌ای بدوی دیده شده که فعالیت اصلی آنها جابه‌جا کردن کالاها و مسافرین به کاروان‌هایشان که مالک آنها بودند محدود شده بود، اما شدت فقر و بدبختی در این گروه به گونه‌ای بود که ائمه زیدی فکر نمی‌کردند که فرزندان این طبقه روزی با حکومت آنها مخالفت کنند.
ه). کشاورزان: اغلب ساکنان یمن در بخش شمالی را این گروه تشکیل می‌‌دادند؛ ایشان همواره بزرگترین گروه (طبقه) اجتماعی بودند و تنها منبع درآمد آنها