بود. این طبقه به ضعف نظام قبیله‌ای مشهور بودند و بروز روابط فئودالی و شبه فئودالی این گروه را به گونه‌ای قرار داد که برای بهتر کردن امورات زندگی به سازمان مدنی دولت تمایل پیدا کنند.13
1-3-5.انقلاب و پایان حکومت ائمه در یمن
روزهای پایانی حکومت امام احمد شاهد اضطراب و ناآرامی‌های گسترده‌ای در سراسر کشور بود، به گونه‌ای که نزدیک بود امام احمد توانایی اداره کشور را از دست بدهد، زیرا نبرد میان نیروهای مسلح و قبایل انقلابی و طلاب زیاد شده بود. از آب سال 1962م صنعاء و دیگر شهرهای یمنی شاهد تظاهرات و راهپیمایی طلاب بودند، این تظاهرات تا ایلول 1962م با وجود مشکلات زیاد ادامه داشت. در چنین شرایطی در 18 ایلول 1962 امام احمد درگذشت؛ ولیعهد “محمد بدر” پسر امام احمد حاکم یمن شد و بر خود لقب “المنصور بالله” نهاد. اما او متوجه بحرانی بودن موقعیت‌اش، به سبب دشمنی مخالفان با حکومت خاندان پدری‌اش شده بود. اعلان نمود که تصمیم دارد در اداره کشور اصلاحات انجام دهد، لذا دستور داد که زندانیان و تبعید شدگان مورد عفو قرار گیرند و مالیات‌هایی که از سال 1962م باقی مانده بود، بخشیده شود، همچنین نظام گروگان‌گیری را لغو کرد، حقوق سپاه را افزایش داد و به ایجاد شورا پرداخت. اما این اصلاحات و وعده‌ها بعد از اینکه افسران حزب آزادی‌خواه تصمیم گرفته بودند نظام حکومتی کشور را از طریق نبرد مسلحانه تغییر بدهند، اتفاق افتاد. هشت روز پس از اینکه “محمد بدر” منسب امامت را به عهده گرفت انقلاب 1962م رخ داد و سپاه با قدرت تمام به نظام حکومتی آنها پایان داد و نظام جمهوری را در کشور اعلان نمودند. رهبران حزب عبدالله سلال، عبدالله جزیدات، علی عبدالمغنی، عبداللطیف ضیف الله بودند.14
1-3-6.انقلاب 1962م و اعلان جمهوری
انقلاب 26 سپتامبر سال 1962م به حکومت فردی مطلق در شمال یمن پایان داد، و جمهوری عربی یمن را اعلان نمود. در این سال اولین قانون موقت برای یمن تصویب شد و رهبر آن عبدالله سلال گردید. رهبران انقلاب هدف خود را از برپایی انقلاب به شرح ذیل بیان کرده‌اند:
1- پایان دادن به حکومت فردی مطلق و نفوذ بیگانگان در یمن.
2- پایان دادن به حکومت پادشاهی و برپایی حکومت جمهوری دمکراتیک اسلامی بر اساس عدالت اجتماعی برای ایجاد یک دولت موحد که تجسم کننده مردم و تحقق خواسته‌های سیاسی آنان باشد.

3- در زمینه داخلی:
1. زنده نگه داشتن شریعت اسلام به روش صحیح و درست و از میان برداشتن بغض، کینه و تفرقه میان نسل‌های مذهبی.
2. نظم‌دهی جمهور مردم.
3. رعایت نظم و سازماندهی سپاه به شیوه جدید، تا یک نیرو برای حمایت مردم و انقلاب باشد.
4. ایجاد انقلابی فرهنگی – آموزشی برای پایان دادن به اختلافات گذشته که جهل و عقب ماندگی فکری را عمیق نموده بود.
5. تحقق عدالت اجتماعی از طریق نظام اجتماعی متناسب با واقعیت زندگی مردم و روح شریعت اسلامی و آداب و رسوم ملی و میهنی نیکو.
6. تشویق بازگشت مهاجران به وطن و استفاده از تجارب و اموال آنها.
7. التزام و پایبندی به سیاست، مقاومت در برابر استعمار و دخالت بیگانگان.
8. پیمان با سازمان ملل متحد و تأیید جایگاه آن.15
در سوم اکتوبر 1962م شورای انقلابی، قانون موقتی را اعلان نمود که اصول و مبادی آن برپایه موارد ذیل پایه‌ریزی شده است. 1- بازگشت به شریعت حقیقی اسلام 2- لغو نژادپرستی. 3- برقراری مساوات و برابری در برابر قانون 4- پایان دادن به کینه‌ها میان زیدیه و شافعی 5- بالا بردن سطح زندگی مردم و اجرای برنامه و طرح‌های اقتصادی. 6ـ مردم منشأ قدرت باشند. همه قانون‌ها از شریعت اسلام گرفته شود.16
1-3-7.جمهوری دمکراتیک خلق یمن
الف) جنوب یمن تحت نفوذ و سیطره بریتانیا
جنوب یمن شامل عدن، و دو منطقه شرق و غرب و جزرکوریا موریا و کمران می‌‌باشد؛17 دو منطقه شرق و غرب از امارت‌ها و مناطق شیخ‌نشین زیادی تشکیل شده است. منطقه شرق از چهار امارت (واحدی، کثیری، قعیطی، مهره) و منطقه غرب، از بیش از سی امارت و شیخ‌نشین و پادشاه تشکیل شده است.18

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از میان همه شهرها و بنادر جنوب یمن، شهر عدن و بندر آن به واسطه ‌موقعیت تجاری و استراتژیکی که داشت توجه بسیاری از بیگانگان از جمله بریتانیا را به خود جلب کرد. از زمان جنگ استعمار فرانسه با مصر در سال 1798م بریتانیا به اشغال بندر عدن چشم دوخته بود. دولت بریتانیا، حادثه غرق کشی هند که در نزدیکی بندر عدن در سال 1839م اتفاق افتاد، دستاویز قرار داد و نیروهای دریایی را به رهبری “هانیز” بر علیه عدن شوراند، این نیروها توانستند به مقاومت سرسختانه‌ای که عرب‌ها از خود نشان دادند، پایان دهند و عدن را اشغال کنند. “هانیز” اولین مقیم سیاسی بریتانیا در عدن شد، او به تنهایی با همه‌ قدرت‌هایی که در یمن بودند مقابله کرد و سرانجام توانست اداره کشور را به دست بگیرد.19
حکومت بریتانیا در آغاز با مشکلات زیادی مواجه شد. بزرگ‌ترین مشکل وی ،مقاومت قبایل مجاور عدن برای بیرون راندن آنها از آنجا بود. اما همه تلاش‌های آنها بی‌فایده بود، زیرا آنها مجهز به سلاح و وسایل ارتباطی پیشرفته بودند. بعد از اینکه از شدت مقاومت آن‌ها کاسته شد و بریتانیایی‌ها از مرکز حکومتشان ایمن شدند، گام دیگری در جهت گسترش نفوذ خود در منطقه برداشتند و با سلاطین و امرای همسایه عدن یک سلسله معاهدات “الصداقه” بستند؛ سپس جزرکوریاموریا و منطقه بریم واقع در تنگه “باب المندب” را در سال 1859م اشغال نمودند.
بعد از گشایش کانال سوئز در سال 1869م و سیطره‌ عثمانی‌ها بر یمن، برای بار دوم در سال 1872م حکومت بریتانیا به امضای یک سلسله معاهدات “الحمایه” با سلاطین و امرایی که قبلاً گفته شد، روی آورد و با آنان معاهده‌ “الصداقه” را امضا نمود، زیرا از احتمال نفوذ عثمانی‌ها در جنوب و اشغال مناطق آنها به وحشت افتاده بود. به موجب این معاهداتی که سالهای 1886م و 1914 م امضا کرد، بریتانیا تعهد کرد که از آنها در برابر دشمنان خارجی حمایت کند، در مقابل آنها نیز تعهد کردند که با هیچ قدرت خارجی ارتباط نداشته باشند و زمین‌های زراعی خود را فقط بریتانیایی‌ها بدهند.20
ب) حکومت بریتانیا در جنوب یمن در بین دو جنگ